چقدر بده تنهایی چقدر بده ترس چقدر بده تحقیر چقدر بده .....

 

من نمیخوام تنها باشم نه دوست ندارم بترسم و تحقیر بشم

 

اما انگار چاره ای نیست ... من محکوم به تنها بودنم .......

 

تنهایم بخاطر اینکه میترسم از تحقیر و تنبیه شدن و کنایه ها...

 

کیست که همپا و همراه دلم باشد و به من آرامش دهد

 

نه هیچ کس نیست و من از تنها و تنها تر شدن همچنان میترسم

 

من نه این که بی میل به یاران باشم من هنوز  زخمی اعتماد یار هستم

 

هر که غمم را فهمید همان را چوب بر سرم کرد و کوبید

 

این سینه پر از درد است و درمانی جز اشکهایی که میریزم نیست

 

من به حال خود پشیمان و گریانم و سر شکسته

 

دل من اینجا از خودم سرخورده و بد شکسته

 

هیچ امیدی و یاری جز یاری و  یاد یار گذشتش ندارم

 

من را یاری کن ای بهترین یاری کننده ....

 

منبع : دانشجوی مدیریت |
برچسب ها : چقدر ,یاری ,تحقیر